خانهها استخر و حوضهاى آب دارد . ما مسافرت خودمان را در اين كوهها كه تقريبا پوشيده از برف بود ادامه ميداديم و پس از آنكه تقريبا 15 فرسنگ طى كرديم سه ساعت از شب گذشته رسيديم به محلى كه آنجا را « امدرلى » « 1 » ميگفتند و در خانهاى فرود آمديم . حاكم اين شهر به ديدن ما آمد و قدرى با او صحبت كرديم و چون خيلى خسته بوديم خوابيديم .
دوشنبهء پانزدهم از اين محل حركت كرده و همچنان از كوههاى مرتفع كه برفهاى آن ضخيمتر و عميقتر بود و درختهاى كاج بسيار تنومند و بلند داشت بالا رفتيم و پس از طى هشت فرسنگ رسيديم به دهكدهاى كه آنجا را « نوالى » « 2 » مىگفتند و شب را در آنجا به روز آورديم .
سهشنبهء شانزدهم صبح بيدار شديم و عازم حركت بوديم كه صداى
شيون و زارى به علت فوت ناگهانى
شيون و زارى از خانه بلند شد . سؤال كرديم چه واقعهاى روى داده است گفتند كه ارباب خانه و رئيس خانواده كه شب قبل در نهايت سلامتى بود بدرود زندگى گفته و خانوادهاش گريه و زارى براى او ميكنند . خيلى از اين موضوع تعجب كرده و با كمال عجله آن محل را ترك كرديم . عادت ما اين بود كه هر كجا منزل ميكرديم از ارباب خانه تقاضا ميكرديم مقدارى غذا و خوراكى برايمان تهيه ميكرد كه همراه برده و در بين راه در كنار نهر آب و محل مصفائى آن را صرف ميكرديم و چون در آن خانه اين حادثه روى داد غذائى براى ما تهيه نشده بود و ناچار صبحانه صرف نكرديم و در آن محل هم چيزى پيدا نميشد كه تهيه كنيم . تركهائى كه همراه ما بودند تمام شيرينىجاتى كه در خانه بود تصرف كردند .
بعد از طى پنج فرسنگ رسيديم به دهكدهاى كه آن را « سارى » ميگفتند و ساعتى را در آنجا توقف كرده و پس از صرف كمى قهوه حركت كرديم . پس از طى
هامش
( 1 ) -Amderly. ف . در رموز السياحه « مدرلى » .
( 2 ) -Nevali. ف . در رموز السياحه « نعاللى » .