چهارشنبهء 24 « 1 » دوباره در ساحل مرمره به راه افتاديم و همچنان در سبزه و گلزار و هواى خوب ميرفتيم و پس از طى 5 ميل رسيديم بشهرى كه آن را « ظل » « 2 » ميگفتند . درختهاى سرو در آنجا خيلى فراوان بود . در آنروز در فواصل نزديكى رسيديم به چشمههاى آب بسيار گوارا كه از دهانهء شيرهاى سنگى جارى
وصف شهرهاى سر راه
بود و كنار آن قهوهخانهاى براى استراحت مسافرين مهيا بود و اين راه عرابهرو بود . در آنجا به خانهء حاكم رفتيم و پس از صرف قهوه شب را در آنجا بسر برديم و روز پنجشنبهء يازدهم از جادههائى كه ميان كوهستان بود و جوىهاى آب بسيار گوارا و هوائى ملايم داشت عبور كرديم . در تمام اين راه كه در كنار تنگه مرمره بود ، مناظرى بسيار عالى در مقابل نظرمان ظاهر ميشد و پس از طى 9 فرسنگ رسيديم به شهر قشنگى كه آن را « از رويت » « 3 » مىگفتند و شب را در محلى كه برايمان تعيين شده بود گذرانديم . اين شهر نيز در كنار درياى مرمره واقع شده و شهر پرجمعيتى است و چندين قصر متعلق به سلطان در آنجا هست .
درختهاى كاج و درختهاى بزرگ و كهن ديگر در آنجا فراوان است و به همين مناسبت در آنجا كشتىهاى جنگى براى سلطان ميسازند . در آنجا دو كشتى ديديم كه تازه ساخته بودند و هر كدام شصت توپ داشت .
جمعهء 12 از آنجا حركت كرديم . هوا ابر و بارانى بود و جاده نيز در بعضى قسمتها خيلى گلآلود بود و آن جاده را خيلى به زحمت طى كرديم . چند رودخانهء بزرگ هم از آن دشت عبور ميكرد و چند قسمت از جاده را هم سنگ - فرش كرده بودند . بعد از طى شش فرسنگ رسيديم به « شوشاك » « 4 » « تارتار » « 5 »
هامش
( 1 ) - در ترجمه اشتباه شده و بايد چهارشنبهء دهم باشد .
( 2 ) -Zele. ف . در رموز السياحه « كيپزه » .
( 3 ) -Azruts. ف . در رموز السياحه « ازميت » .
( 4 ) -Shauchak. ف . در رموز السياحه « سبانچه » .
( 5 ) -The Tartar. ف .