ما را به خانهء احمد آقا دوشىباشى « 1 » راهنمائى كرد « 2 » و در آنجا فرود آمديم و اندكى استراحت كرديم تا اسبها حاضر شوند . آقا خيلى مؤدب بود و ما را دعوت كرد كه روز را با او بگذرانيم ولى ما چون عجله داشتيم هرچه زودتر به مقصد برسيم عذر خواسته و همين كه اسبها حاضر شدند روبراه شديم .
عبور از كوه و جنگل
از اينجا به بعد از وسط كوههاى مرتفع پوشيده از درختهاى بسيار كهن و جنگلهاى وسيع عبور مىكرديم و جويبارهاى زلال و مصفا زياد ميديديم . برف روى كوهها آمده بود و ما نيز در زير باران ميرفتيم و پس از طى شش فرسنگ رسيديم به دهكدهاى كه آنجا را « ووبه » « 3 » مىگفتند . امروز ما 12 فرسنگ طى كرده بوديم و به خانه [ اى ] عالى فرود آمديم و شب را در آنجا استراحت كرديم .
شنبهء 13 به راه افتاده و پس از طى شش فرسنگ و گذشتن از جادهء بد و گلآلودى رسيديم به دهكدهاى كه آنجا را « داراكالى » « 4 » مىگفتند . چون آنروز راه خيلى بود و خسته شده بوديم شب را در آنجا نيز توقف كرديم . بوميهاى اهل آنجا شانه و قاشق ميسازند و مخصوصا قاشقهاى بسيار خوب ميسازند .
يكشنبهء 14 از آنجا حركت كرديم و هوا بىنهايت سرد بود معهذا ما مسافرت را ادامه داده و پس از طى شش فرسنگ رسيديم به شهرى كه آن را « سراهلى » « 5 » مىگفتند . اين شهر در درهاى بين كوههاى بلند واقع است كه از درختهاى كاج كهن پوشيده شده و نهرهاى آب در شهر جارى است و تمام
هامش
( 1 ) -Achmet Aga Doochi Pashi. ف . در رموز السياحه « بويوردچى » باشى .
( 2 ) - اين مطلب در رموز السياحه چنين است : « . . . آنجا را سبانچه مىگفتند به جهت تبديل مراكب تاتارى در خانهء احمد آقا نامى . . . فرود آمد » .
( 3 ) -Vuebeh. ف . در رموز السياحه « كسبه » .
( 4 ) -Darakali. ف . در رموز السياحه « دراقلى » .
( 5 ) -Serahli. ف . در رموز السياحه « بوترهلى » .