دولت انگريز و نايب ايلچى دولت فرانسه بديدن ما آمدند [ و ] كمال تكلف و تعارف را بظهور رسانيدند . الحق لارد معزى اليه مردى بزرگ - منش و پخته ميبود . عمرى در دولتخواهى از وى گذشته مدتى در
ملاقات با سفير انگليس
مجلس نشسته بعد از گفتگوى محبّانه برخواسته [ كذا ] رفتند و يوم شنبهء دويم با دو طوفان بسيار شديدى شده كه آب دريا و امواج بغاز بسفرس قريب به منزل ما ميريخت . در آنروز جمعى از جماعت انگريز بديدن ما آمدند .
بيمارى تيمور ميرزا
و يوم يكشنبهء سوم « 1 » تيمور ميرزا را تبى شديد عارض شد و انقلاب احوال روى نمود . از اينكه « 2 » مرض طاعون در قسطنطنيه و نواحى آن شيوع داشت و كسى در نزد كسى تردد نمينمود ممكن نشد كه طبيبى بر بالين او بجهة معالجه آورده باشيم . عاقبت ناچار گشته پاره [ اى ] ادويه و مسهل كه به احتياط سفر از لندن برداشته بوديم برحسب هدايت استخارهء كلام اللّه مسهل استفراغ و استفعال به او داده چند مجلس استفراغ و اجابت كرده خدامى كه به جهت خدمات ما در آنجا بودند اين خبر را به پسر مهماندار دادند كه او را شوكت بيك مىگفتند رسانيده آن جوان « 3 » از سرايت ناخوشى طاعون واهمه كرده در خانه را بر روى خود بسته قدم از خانه برون نگذارد . خدامى كه بودند از ما دورى كردند . احدى در
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : سيم .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : چون .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : آن جوان نيز .