جزوههاى كتاب و قلمدان را بر روى منقلى كه در مجلس بود گرفته بخور
سوختن نسخهء اصلى سفرنامه
داده آورده باشد . آن احمق دستمال قلمدان و اوراق كتاب را در برابر منقل گشوده اطراف خود را ملاحظه كرده چيزى كه بخارى از آن صادر شود بنظرش نرسيده و ما سرگرم صحبت غافل از كردار آن جاهل بوديم كه بيكدفعه ملاحظه شد كه جزوههاى كتابى را كه به زحمت تمام در مدتى نوشته بودم و نسخه منحصر به همان بود در شعلههاى آتش انداخته و از بخار آن « 1 » اوضاع قلمدان و دستمال را بخور و دود مىدهد . دود از « 2 » نهاد ما برآمد تا او را منع كرديم « 3 » به كلى اوراق كتاب سوخته بود ، و دودى از آن اوراق باقى نماند . اهل مجلس را ندامتى از آن تمنا حاصل گشته چون امرى بود گذشت « 4 » از تأديب و شفاعت خادم احمق گذشته « 5 » بعد از آن آنچه بخاطر بود از بسيار اندكى مجددا نگارش يافت .
بارى آنروز از وقايع مملكت ايران و عراق عرب برخى آگاهى يافته « 6 » و يوم جمعهء غرهء شهر رمضان المبارك « 7 » لارد پانسانبى ايلچى
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : از دود و بخار آن .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : كه بيكدفعه دود . . .
( 3 ) - نسخهء اصل مجلس : تا آمديم او را منع كرده باشيم كه .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : گذشته لهذا .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : نيز گذشتيم .
( 6 ) - نسخه اصل و مجلس : آگاهى حاصل نموديم .
( 7 ) - در حاشيهء نسخهء مرحوم نفيسى نوشته شده است : غرهء شهر رمضان المبارك 1253 .