طلبيده معلوم شد كه در شب گذشته سر قليان طلا را در منزل ما دزديدهاند برخواستيم [ كذا ] و از هرطرف و از هركس به جهت وصول سرقليان تفحص و تجسس مىنموديم و در اطراف منزل ما باغى بود كه چند اوطاق خرابه به جهت فصيلهء باغ و مزبلهء عمارات مقرر داشته بودند كه تمام آن خرابها مملو از كثافات و زباله بود . تيمور ميرزا در حوالى آن باغ در يكطرف آن عمارت گردش ميكرد و دو قلاده سگى كه از ممالك فرنگستان به قيمتى گزاف خريده بود و بارها او را در ابتياع آن كلاب شماتت ميكرديم و سرزنش ميداديم در اتفاق او گردش ميكردند . آن حيوانات بىزبان چون صاحب را در تجسس ديدند آنها نيز در اطراف گردش كرده در هر سوراخ و ثقبه تفحص نموده در طلب مجهول مطلق متسغرق بحر تجسس و تفحص گرديدند . اينقدر آن حيوانات به اطراف و جوانب گردش كرده سعى نمودند كه از دماغ آنها خون جارى گشته هرقدر كه آنها را منع ميكرديم فايده نميكرد باز طرفى ميرفتند . تا اينكه عاقبت ما خود خسته گشته در گوشه [ اى ] نشستيم بعد از چند دقيقه يكى از آن سگها نزد تيمور ميرزا دويده و رو بخرابهء باغ مراجعت كرد و او را متحمل نشده پنداشت كه بازى مىكند . كرة الثانى به همان دستور رفتار كرد باز او را اعتنائى نكرده كرة الثالث آن حيوان پيش آمده دامن قباى او را گرفته و خود به طرف
هوش سگ
خرابها دويد . گفتم بهمراه آن سگ برو گاه باشد كه سرقليان را پيدا كرده باشد . تيمور ميرزا همراه سگ رفته در خرابه داخل شد و ما را آواز داد .
در عقب او شتافتيم وقتى كه در آن مزابل رفتيم و خاشاكى چند را ديديم
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 661
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص٦٦١