تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
و يوم پنجشنبهء يازدهم بعد از ظهرى به قصر همشيرهء امير فلاخ خارج شهر رفته در آنجا با جمعى از عظماى مملكت و ليديان ماه طلعت مهمان مستر كوهان باليوز بوديم . مردابى در كنار آن قصر و بوستان بود ساعتى در كنار آن مرداب چند دانه ماهى صيد نموده بعد از آن در آن بوستان با خواتين و ليديان دست يكديگر را گرفته تفرج تمامى در اطراف گلزار كرده هنگام غذا خوردن بر سر ميز رفته از هر چيز در آن مجلس حاضر گشته غذائى صرف گرديد . بعد از صرف غذا در شعاع ماه‌تاب باتفاق ليديان چون آفتاب بىحجاب روبراه نموده تفرج‌كنان همراه تا به منزل آمديم و يوم جمعهء دوازدهم و شنبهء سيزدهم و يكشنبهء چهاردهم و دوشنبهء پانزدهم مجارى حالات به دستور سابق گذشت .

شدت بيمارى در اسلامبول و سرگردانى شاهزادگان

يوم سه‌شنبهء شانزدهم از قسطنطنيه اخبارى آمد كه طاعون شدتى كرده روزى دو هزار نفر تلف ميشوند . در آن مقدمه « 1 » در چارهء آن بليه متحير و بيچاره بوديم كه بعد از مدت دو سال مسافرت بدان درد بىدرمان چه سازيم و چارهء آن غايله را چكنيم . گاهى خيال بىپروائى و رفتن به قسطنطنيه و تصورات باطله در پيش داشتيم و لحظهء ديگر زورق تفكر را مجددا در بحر مغرب ميرانديم . گهى حكيم عقل عنان عزيمتمان را به مملكت يونان ميكشانيد و برخى رايض انديشه توسن اختيارمان را در زمين « ازمير » ميرانيد . همه روز در حسرت و هر شب به حيرت ، به كدورت ميگفتيم و بضرورت ميخورديم و بدين‌گونه شبان را به روز مىآورديم و نميدانستيم
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : ميشوند و در اين مقدمه .