گرديديم و مدت توقف را [ كذا ] در ابو كريس را بعد از وصول اين خبر در ابو كريس « 1 » به جهت آمدن جهاز چهارده روز بعد قرار داديم كه بعد از انقضاى مدت مذكوره كه وعدهء آمدن جهاز است به قسطنطنيه رفته باشيم .
و يوم سهشنبهء بيست و سيم و چهارشنبهء بيست و چهارم نيز از قرار گذشته توقف در ابو كريس گذشت و در آن ايام لا ينقطع رحمت الهى نزول نموده سرمائى بسيار شديد واقع گشت .
و يوم پنجشنبهء بيست و پنجم برفى بسيار و سرمائى بىحساب واقع گشت . مذكور نمودند كه سردى هوا باعث رفع طاعون گشته است و در آن روزها مهياى رفتن به اسلامبول و منتظر جهاز نار ميبوديم و يوم جمعهء بيست و ششم و شنبهء بيست و هفتم والى را تبى شديد عارض گرديد ناخوشى احوال روى نمود .
و يوم يكشنبهء بيست و هشتم عيد بزرگ طوايف نصارا بود . جمعيتى عظيم از اطراف و نواحى مملكت فلاخ به شهر ابو كريس « 2 » گرد آمده جميع
عيد نصارى
رجال و نسوان خود را بالبسهء فاخره و آرايش نفيسه آراسته در كنيسهها و معبدها بعبادت و جشن عيد ميرفتند . تماشائى لايق در آن شهر برپاى گرديده بود .
دزدى اسباب شاهزادگان
يوم دوشنبهء بيست و نهم صبح بسيار زود بعادتى كه ما را هميشه بود برخواسته [ كذا ] نمازى كرديم . پس از نماز به عادت هر روزه قليان
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : « را » ى دوم و « در ابو كريس » را ندارد .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : ابو كريش ( و همچنين ساير موارد ) .