و در شب جمعه بخانهء باليوز مهمان شده جمعى از ليديان انگريز در آن مجمع حاضر بودند تا اواخر شب به صحبت داشتن و تكلم لغايت مختلفه مشغول بوديم .
و يوم جمعهء پنجم از اسلامبول خبرى رسيد كه ناخوشى طاعون در آنجا شدتى كرده است در روزى جمعى كثير تلف ميشوند . و نيز در آنروز يكى از جنرالهاى دولت را امير فلاخ به احوالپرسى ما فرستاده هر دم بنوعى تازه محبت خود را ظاهر ميساخت . و در شب شنبه بخانهء مستر هندرسه « 1 » كه مشار اليه يكى از كبراى « 2 » تجار انگريز مىباشد ميهمان گشتيم . ميسيز هندرسه « 3 »
مهمانى در خانهء يك بازرگان انگليسى
زن او بزمى شايان و محفلى نمايان آراسته آواى چنگ و چغانه « 4 » در آن خانه هوشرباى آوارهگان [ كذا ] از وطن و كاشانه گشته و عكس رخ پرى رخان جانانه و نوشانوش باده و پيمانه « 5 » خويش و بيگانه عاقل و فرزانه [ را ] ديوانه نموده مجلسى مسرتافروز و محفلى بهجتفروز به نظر آمده دو ساعت در آن محفل بصحبت ياران همدل و تماشاى مهرويان خوشگل مشغول گشته مراجعت به منزل نموديم .
و يوم شنبهء ششم بجهة ظهور محبتهاى امير الكساندر ، باليوز
هامش
( 1 ) -Anderson. ف . نسخهء اصل مستر هندسته و مجلس : مستر هندسه .
( 2 ) - نسخهء اصل : كبار . مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : و زن مستر هندسه .
( 4 ) - نغمه و نوائى از موسيقى و سازى . ف .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : باده پيمايان پيمانه .