و يك شب يكصد و سى ميل قطع مسافت كرده بوديم و همه راه در جبال سخت و كوهسار و سنگلاخ آمده بوديم .
و چنان مذكور گرديده بود كه آن كوهسار سابق بر اينها بهيچوجه معبر نبوده و مطلقا تردد عرابان و گارى نميشده در شش سال قبل از اين كه لشكر روس بر سر قسطنطنيه كشيده و اغلب از ممالك بنى عثمان را به تصرف درآورده از اينكه بلاد « ولاشيه » كه مشهور بفلاخ است معبر لشكر روس بوده آنجا را متصرف [ و ] آن جبال صعب را بجهة تردد گارى مسطح و هموار نمودند و كرورها مخارج كردهاند كه چنان راهى پديد آوردهاند . اغلب آن راه را تختهبندى كرده ميخهاى آهنين زدهاند كه كمال حيرت از آن صناعت حاصل ميگردد .
حمام پس از هفت ماه
بارى در آنروز هنگام عصر باليوز ما را تكليف برفتن بحمام نموده باتفاق باليوز در گارى نشسته بحمام رفتيم . بعد از مدت هفت ماه كه حمام نديده بوديم و بدن خود را كيسه ننموده بوديم « 1 » در آنروز حمامى بسيار خوب ملاحظه شد . باليوز در سر حمام نشسته ما داخل حمام شديم شستوشوئى كرده بيرون آمديم . و شب پنجشنبه مهمان باليوز گشته در خانهء وى رفتيم . همشيرهء باليوز كه او را مسزواش « 2 » مىگفتند در آنجا مىبود . بسيار بسيار تواضع و مهربانى ظاهر ساخت . از هر قسم مأكولات و مطبوخات در ميان آوردند . غذائى صرف شده تا مدتى از شب را مشغول
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : نزده بوديم .
( 2 ) -Mrs Voshie. ف . نسخهء اصل و مجلس : مستر داش