بدان طراوت و صفا كمتر ديده بوديم در آن كوهسار و چشمهسار گاهى سواره و گهى پياده ميآمديم تا هنگام غروب بقريه [ اى ] رسيديم كه او را « 1 » . . .
سير در كوهساران
ميگفتند . چون بسيار خسته و بىحال بوديم در آن قريه آسوده گشتيم و به علت سختى راه در آنروز زياده از سى و پنج ميل نتوانستيم آمد .
و يوم سهشنبهء دويم از آنجا حركت كرده راهى بغايت صعبتر از روز گذشته در پيش آمد . فرستادگان امير فلاخ در آن سنگلاخ همهجا ما را ميآوردند و مشقت ميكشيدند تا قريب به زوال به معموره [ اى ] رسيديم كه خانهء برادر حاكمى بود كه باستقبال ما آمده بود . در آن خانه پياده گشته ناهارى پاكيزه حاضر نموده لوازم تعارفات از هر قسم به عمل آوردند . بعد از صرف ناهار از آنجا حركت كرده در عرض راه نايب باليوز دولت انگريز كه در مملكت فلاخ و شهرستان « لوكريش » « 2 » ميبود با جمعى از غواصان « 3 » باليوز باستقبال ما آمده مستر كوهان « 4 » باليوز فلاخ كمال تعارفات و رسوم تواضعات را بتقديم رسانيد .
بعد از ملاقات نايب باليوز به ديرى رسيديم كه آنجا را دير مريم ميگفتند . بنيانى عظيم و عمارتى قديم ميبود . در حوالى دير جمعى از سواره و پيادگان ديگر با اسب و اسباب جديد باتفاق يك نفر از سرداران
هامش
( 1 ) - نام قريه در هيچيك از مآخذ ذكر نشده است .
( 2 ) -Bucharestلوكريس : بخارست . ف . در نسخهء اصل و مجلس :
ابو كريش .
( 3 ) - در ترجمهء انگليسىJannissariesنوشته . ف . كه همان ينىچرى باشد و صحيح آن قواسان است بمعنى كمانداران . م .
( 4 ) -Colquhoun. ف .