ما را از آن راه سخت گذرانيده باشند . بعد از « 1 » وصول فرستادگان امير و اظهار مهربانيهائى كه تقديم يافته بود همهجا در آن كوهسار « 2 » مىآمديم و بر گاريهاى ما هريك بيست رأس اسب و گاوهاى توانا بسته بودند و طنابهاى مستحكم بر اطراف گارى و پايههاى عرابه محكم كرده بودند . پيادهگان [ كذا ] نيز « 3 » طنابها را گرفته كه اگر از آن راههاى باريك پرتاب شويم گارى را گرفته باشند . بدين زحمت و مشقت قطع آن مسافت را ميكرديم « 4 » تا قريب بزوال ما را بخانهء يكى از سرداران مملكت بردند كه كه او را يورقه بيك « 5 » ميگفتند . زبان تركى ميدانست « 6 » . عمرش به صد سال رسيده بسيار بسيار مهربان و متواضع مىبود . نهايت مهربانى و خدمت گذارى [ كذا ] را مرسوم داشته نهارى مرتب ساخته بود .
مهماننوازى امير افلاخ
بعد از صرف ناهار از آنجا حركت نموده باز به همان قسم ما را به مشقّت بسيار از آن كوهسار « 7 » مىآوردند و تمام آن جبال سبز و خرم ميبود از هر دره چشمهسار و رودخانهء عظيم جارى گشته آبش به حدى گوارا و مشتهى بود كه در آنروز چهار مرتبه غذا صرف نموديم و كوهسارى
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : پس از .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : كوهساران .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : سر .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : كرديم .
( 5 ) -Yorgha Bey. ف . در رموز السياحه و نسخهء اصل و مجلس : بورغه بيك
( 6 ) - نسخهء اصل و مجلس : تركى را خوب ميدانست .
( 7 ) - نسخهء مجلس : كهسار .