درآورده و پادشاهان نمسه را قيصر و امپراطور ميگويند و در شهر وينه از اهالى مملكت ارپه هركس كه غريب آن ملك باشد و لباس فرنگى پوشيده باشد و در آن شهر وارد شود زياده از بيست و چهار ساعت اذن
قانونى از شهر وينه
توقف ندارد اگر بخواهد كه زياده « 1 » توقف كند بايد ضامنى معتبر بدهد كه مادام توقف در آنشهر از وى خطائى سر نزند و الا او را بيرون خواهند كرد و اين فقره مخصوصه خلق فرنگستان است « 2 » و غرباى ساير ممالك را متعرض نميشوند . قوانين متداوله در آن مملكت بسيار است بنابراين « 3 » به همين قدر نگارش اكتفا رفت .
بارى در آنروز بعد از گذشتن از كارنتين نمسه به اول خاك « فلاخ » « * » قدم « 4 » نهاديم . چون امير فلاخ كه او را الكسندر گفتندى از وصول ما به آن مملكت باخبر بوده جمعى سوار و پياده را با اسبهاى بسيار و اسباب گارى - كشى به اتفاق يك نفر از حكام آن مملكت به علت سختى راه و صعوبت كوهسار به اول خاك آن ديار فرستاده كه مراقب « 5 » احوال ما بوده بسلامت
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : اختصاص به اهل فرنگستان دارد .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : لهذا .
( 4 ) - نسخهء مجلس : قديم و غلط است .
( 5 ) - نسخهء اصل : مراغب .
( * ) - در هر سه نسخه چنين است ولى صحيح آن « افلاخ » است كه بخشى بوده است از رومانى امروز و آن را افلاق هم ميگفتند و قبلا هم ذكرى از آن شده است .
در رموز السياحه هم فلاخ ذكر شده .