كه تمام آن راه جبال مرتفع و كوهسار صعب است و گارى را عبور آن راه مخاطرهء عظيم مىباشد .
چون در راه كران اشتد ناخوشى بود ناچار برفتن كوهسار و طى مسافت دشوار تن درداده ، در يوم دوشنبهء غرهء شهر رجب المرجب از آنجا حركت كرده بعد از قطع مسافت چند ميل به اول جبال سخت رسيديم . كوهى بغايت صعب و طرقى « 1 » سنگلاخ و پرتعب در نظر آمده با وجود راههاى باريك كه تمام آن كوهسار را بريده و معبر گارى ساخته بودند از يك طرف آن راه درهء عميقى بود كه رودخانهء وسيعى از وسط آن دره ميگذشت و يكطرف آن راه كمرهاى بسيار بلند كه به ذروه آن نسر طاير نتوانستى پريد و عقاب تيزپر قلهء آن كوهسار را نتوانستى ديد واقع گشته همهجا از آن راههاى صعب و پرتگاههاى پرتعب عبور ميكرديم تا قبل از زوال در ميان كوه بسيار بلند و كنار رودخانه رسيديم كه آنجا منتهاى خاك مملكت نمسه و اول خاك مملكت « فلاخ » « 2 » ميبود . و در آنجا حصارى به جهت كارنتين كشيده بودند كه هركس از مملكت مشرق و بنى عثمان به مملكت ارپه و فرنگستان آمدى در آن حصار كارنتين پنج روز توقف نمودى .
قواعد كارانتين از قرارى بود كه سابقا به سمت تحرير برفته « 3 » .
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : طرفين .
( 2 ) -Walachiaرومانى فعلى . ف . نسخهء اصل و مجلس : مملكت فلاح .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : سمت تحرير يافت .