و يوم چهارشنبهء بيست و پنجم از آن منزل حركت كرده آمديم قريب به ظهر بشهرى رسيديم كد آنجا را « تمسوار » « 1 » گفتندى . آنشهر را حصارى مستحكم و قلعه [ اى ] محكم مىبود . به جهت نهار خوردن دو ساعتى در هوتلى فرود آمده غذائى صرف گرديد و از جماعت عثمانلو بسيارى در آن شهر ميبودند . بعد از صرف غذا از آنشهر حركت كرده تا سه ساعت از شب گذشته بقريه [ اى ] رسيديم كه آنجا را « زنابورس « 2 » » [ گفتندى ] بهوتلى نزول كرده در آنروز شصت و پنج ميل راه پيموده شب را آسوده گشتيم .
و يوم پنجشنبهء بيست و ششم از آن منزل حركت كرده چهل و پنج ميل قطع مسافت نموديم قريب به كوهسار در منزلى فرود آمديم آنجا را « كزلو » « 3 » گفتندى .
و يوم جمعهء بيست و هفتم از آنجا حركت كرده همه راه جبال و زمين مرتفع را قطع كرده راهى بغايت صعب به نظر آمد و ليكن همهء طرق را بجهة عبور گارى حجارى و نقارى كرده بودند كه در نهايت سهولت از آن راه عبور ميشد .
در ناحيهء ترانسيلوانى
در آن روز بعد از ظهرى از خاك مملكت هنگريه گذشته به اول مملكت « ترن سيلوانيه » « 4 » رسيديم و ليكن آنچه از مملكت هنگريه به نظر رسيد معمورى و ترتيب ساير بلاد دارپه را نداشت و خلق آن مملكت نسبت
هامش
( 1 ) -Temiswar. ف . نسخهء اصل سمشوار . مجلس : سمش . ف .
( 2 ) -Rimagoros. ف . در كتاب فريزرKisettaآمده . ف . در نسخهء مجلس :
« زنابوسس » .
( 3 ) - در كتاب فريزرKossova. ف . در نسخهء اصل و مجلس : كيرلو .
( 4 ) -Transylvania. ف .