چهار نفر « 1 » بر آن چهار اسب سوار گشته آنچرخ به حركت مىآيد بطريقى كه آن اسبهاى سنگى خود به خود بدوند حركت مينمود و تماشاى خوبى داشت . و بر طرفى از آن عمارت در هزار سال قبل از اين كليسائى ساخته بودند كه به آن خوبى و تازگى در عالم عمارتى كمتر به هم ميرسد .
ستونهائى از سنگ مرمر مارپيچ در آنجا ملاحظه شد كه چشم روزگار چنان سنگى نظيف نديده تصوير عيسى ( ع ) از طلاى ناب و نقره و سنگهاى مختلف در آن كليسا ساخته بودند كه نهايت امتياز را مىداشت « 2 » .
از آن جمله در اطاقى ديگر مرجانى در زير آينه گذارده بودند كه آن مرجان يك ساقه داشت و چندين شاخه بود به قدر دو وجب طول آن مرجان بود . مانند درختى بسيار خوشتركيب كه تا به حال چنين مرجانى به اين بزرگى ديده نشده بود .
غرض در آنروز نه اينقدر تماشا و تفرج كرديم كه توان بيان نمود . چندين ميل در اطرافواكناف آن عمارت گردش كرده و سياحت نموده مراجعت « 3 » به منزل نموديم .
و از آن جمله بناهاى عظيم در آنشهر قلعهايست كه پادشاه آنجا در سر كوهى كه در ميان شهر واقع است ساخته و عمارت و بنيان قوى در آنجا بنا نهادهاند [ كه ] در هنگام ضرورت محكمهء مضبوطى مىباشد .
غرض اينكه چون آن مملكت سابق بر اينها به تصرف اساقفه بوده است
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : چهار نفر انسان .
( 2 ) - اصل و مجلس : داشت .
( 3 ) - اصل و مجلس : بالاخره مراجعت .