خاصهء آن اقسام و اقاليم باشند و مميز كرده بودند « 1 » كشيده بودند نهايت امتياز را ميداشت « 2 » .
بعد از تماشاى آن دهليز بعمارت و قصور درآمديم . زبان خامه از نگاشتن تفصيل آن قصر يگانه عاجز و قاصر است . جزئى از اسباب و تصاوير آن عمارت چندين كرور مخارج گشته است . از آن جمله حجره [ اى ] از حجرات عمارت « 3 » ملاحظه شد كه تمام آن آينه و طلاى ناب بوده زير آينههاى كوچك و بزرگ را از تصاوير و اقسام طيور و عمارات دورنما و حيوانات و اشكال مختلفه چنان مينائى « 4 » از الوان متفاوته كرده بودند كه تا شخص به چشم خود ملاحظه نكند تصور نخواهد نمود كه چگونه آن صنايع لطيف و هنرهاى شريف را تصنع نمودهاند . يحتمل كه يك كرور متجاوز مخارج همان حجره شده باشد و همهء حجرات آن عمارت را بر آن « 5 » قياس توان نمود اينقدر اوضاع و اسباب و اشياء نفيسه در آن عمارت ملاحظه گرديد كه پايانى متصور بر آن نخواهد بود .
در يكى از آن عمارات در وسط عمارت چرخى از آهن بر روى زمين كار گذاشته بودند و چهارستون بر آن چرخ به شكل صليب قرار داده و بر سر هر ستونى اسبى با زين و لگام از سنگ مرمر ساخته بودند
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 2 ) - اصل و مجلس : كه . . . داشت .
( 3 ) - اصل و مجلس : آن عمارت .
( 4 ) - اصل و مجلس : چنان بنيانى
( 5 ) - اصل و مجلس : بر اين .