و يوم پنجشنبهء ششم تيمور ميرزا را كسالتى واقع گشته تا قريب به زوال در آن شهر ميبوديم . بعد از ظهر ايلچى به ديدن ما آمده او را وداع كرده از آنشهر حركت كرديم . بعد از مسافتى چند از ملك فرنكفرت گذشته قدم به مملكت « بواريه » « 1 » نهاديم . مستحفظين اول حدود بقانون معهود پاسهپر « 2 » ما را ملاحظه كرده اذن « 3 » بما دادند . همى « 4 » در مملكت بواريه ميامديم . بعد از طى « 5 » بيست و پنج ميل راه به شهر « اسافن برگ » « 6 » رسيديم .
شهرى بسيار خوب و مملكتى بسيار مرغوب جلوهگر نظاره گرديد . در در هوتلى نزول نموده شب را آسايش كرديم .
وصف مملكت باوير
و يوم جمعهء هفتم از آنمنزل حركت كرده همهجا در مملكت بواريه مىآمديم و تمام راه ماهور و جبال پست و بلند بوده اشجار بىحد و حساب در صحراى آن مملكت بطريقى انبوه و جنگل گشته كه سواى از شوارع « 7 » از جايهاى ديگر ميسر نبود . غرض كه در آنروز بعد از قطع
هامش
( 1 ) -Bavaria. ف .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : پاسهپرت .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : اذن دخول .
( 4 ) - اصل و مجلس : و به همين قسم .
( 5 ) - اصل : بعد از طى مسافت . مجلس : بعد از مسافت .
( 6 ) -Offenburg. ف . ين كلمه را آقاى فرمانفرمائى ابتداAschaffenburgنوشته و بعد خط زده و باينصورت نوشتهاند ولى ظاهرا صورت اول صحيح است زيرا شهرى كه نزديك فرانكفرت استOffenbachاست و پس از آن آشافن بورگ كه بنوشتهء فارسى نام شهر خيلى نزديك است . م .
( 7 ) - اصل و مجلس : از شارع امكان عبور و مرور از جاى ديگر نبود .