ميهمانى در منزل سفير انگليس
بارى در آن شب « 1 » بخانهء ايلچى معزى اليه رفته مجلسى آراسته و محفلى از بزرگان و ايلچيان دول متعدده پيراسته ، خواتين وليديان صاحب جمال كه هريك در نكوروئى و كمال بىمثال بودند در صدر مجلس بر كرسىهاى زرين نشسته ، همشيرهء پادشاه انگريز كه او را لندگريوين - هسهمبرگ « 2 » گفتند در آن مجلس با چهار نفر از ايلچيان به گنجفهبازى مشغول بود .
اينجانب كه وارد در آن محفل گشتم همشيرهء شاه باستقبال آمده تعظيم و تكريم زياده از حد بجاى آورد ، كمال مهربانى و التفات را نموده ما نيز شايستهء ملكه تعارف لازمه تقديم نموديم و بر جاى خود نشستيم .
همشيرهء پادشاه بعد از تعارف « 3 » و تكلفات نسبت بما مشغول بازى گنجفه گرديده ايلچى روس نزد ما آمده تعارفات نمود و اظهار كرد [ كه ] برادر پادشاه روس ميخائيل وارد به آن مملكت شده و تمنا دارد شما را ملاقات كند . گفتم اگرچه ما مسافر ميباشيم اگر « 4 » فرصت درك خدمت ايشان ميسر گردد غنيمت خواهد بود . بعد از صحبت ايلچى روس ساير ايلچيان
تعارفى با سفراء
ممالك ارپه يكيك آمده هريك تعارفى شايسته و تواضعى عليحده به ظهور رسانيدند .
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : و در آن شب .
( 2 ) -Landgravine Hess Homberg. ف . در نسخهء اصل و مجلس :
لنكردين هس همبرك .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : تعارفات .
( 4 ) - اصل و مجلس : چنانچه .