بحرى كه شنيده شده است و در كتابها ذكر آن مذكور گرديده است و از هرنوع كه متصور شود « 1 » جلد آن حيوانات را بطريقى كه بهيچوجه تفرقه در حيات آنها نشود « 2 » از اطراف عالم آورده در زير آينهها نهادهاند زياده از صد هزار جنس از جملهء حيوانات ملاحظه گرديد [ كذا ] اگر ذكر هريك آنها را بخواهيم نوشت چندين جلد كتاب نوشته مىشود . آنچه در جانور - خانهء لندن ديده بوديم بعلاوهء جانورهائى كه در چندين هزار سال قبل از اين در هرجائى از اطراف عالم كه بهمرسيده بود ، جلد او را به همان وضع آورده در آنجا نهاده بودند كه از تماشاى هريك از آن حيوانات هوش از سر ما بدر رفته .
از آن جمله حيوانى به هيكل دوژنده پيل و به هيأت كرگدن [ كه ] در سرچشمهء رود نيل بعهد فرعون بهمرسيده بود پوست او را كنده و پنبه در آن نهاده با بچهء آن حيوان در آنجا نهاده بودند . دندانهاى آن حيوان عاج مىبود تماشاى غريبى داشت . ديگر از جمله حيوانات بحرى ماهى [ اى ] ملاحظه گرديد كه از سر تا كمربند او معاينه به شكل آدمى بود و مثل پستان زنان پستان ميداشت و از كمر به پائين آن حيوان چون ماهى بود و آن حيوان را از نقطهء جنوبى درياى ينگىدنيا آورده بودند .
و ديگر از جمله حيوانى كه ملاحظه گرديد دوال دست بيابان « 3 » بود كه
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : كه بتصور درآيد .
( 2 ) - اصل و مجلس : كه بهيچوجه تفرقه در ميان آنها از حى و ميت داده نشود نمىشود
( 3 ) - اصل و مجلس : دست پايان .