حسب التمناى ايشان رفتن آنروز را موقوف داشته بناى توقف را نهاديم بعد « 1 » استفسارى از تماشاخانه و سيرگاه آن مملكت كرديم . باليوز بيان نمود كه اگر شما را ميل به تفرج و تماشا باشد من در خدمت شما به جائى خواهم رفت كه تماشائى كامل كرده باشيد . در همان لحظه باتفاق باليوز در گارى نشسته به باغى درآمديم كه نهايت طراوت و صفا را ميداشت . در آن باغ عمارتى چند ساخته در آن عمارات از سنگهاى مرمر و غيره تصويرى چند ساخته بودند كه كمال امتياز را داشت . از آن جمله تصوير دخترى را برهنه كه سوار بر شيرى گشته بود ساخته بودند « 2 » كه از مشاهدهء آن صورت بديع الجمال و تمثال بىمثال ديدهء عقل حيران گشتى و نزاكت حركات آن دختر را چنان نقارى نموده بودند كه گفتى مجسم است « 3 » و همچنين صور بسيار ساخته بودند و آن صورت مرمر « 4 » را به چهار هزار تومان تمام كرده بودند .
بعد از تماشاى آن تصاوير دلپذير بعمارتى ديگر رفتيم كه آن عمارات « 5 » را چندين طبقه بر روى يكديگر ساخته بودند . در طبقهء اول درآمديم « 6 » بيوتاتى بىشمار ملاحظه گرديد كه در آن بيوتات از هر قسم حيوانات برّى و
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : بعد از آن .
( 2 ) - اصل و مجلس : چنان ساخته بودند .
( 3 ) - اصل و مجلس : روح مجسم است .
( 4 ) - اصل و مجلس : از سنگ مرمر .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : عمارت .
( 6 ) - اصل و مجلس : كه درآمديم .