خود رفته بشغل و گذران معيشت مشغول مىشود « 1 » و در هر شهرى و قريه [ اى ] عمارات بسيار به جهت لشكريان ساختهاند كه لباس و اسلحهء ايشان در آن عمارات موجود و آماده است و جمعى خدام هميشه متوجه آن اسباب و اسلحه ميباشند . هرگاه كه دشمنى قوى به جهت آن دولت بهم رسد كه سپاه ركابى و مواجبخوار پادشاه نتوانند دفع آن خصم قوى دست را كنند اهل آن مملكت صغير و كبير برنا و پير لباس سپاهى پوشيده بطريقهء جهاد مدافعهء خصم را مهيا باشند « 2 » و به جهت اينكه اهل مملكت عارى از مشق و عاطل از قواعد و رسوم رزم نشوند و فراموش نكنند در سالى سه روز را قرار دادهاند كه خلق هر ولايت از مملكت پروسيه در آن سه روز لباس خود را پوشيده بقاعدهء رزم با يكديگر مشق كنند يراق و حربهء خود را آزمايش كرده مذاكره در آن باب به عمل ميآورند و امروز يك روز از آن سه روز است و سپاه اين شهر كه مسمى به « كپليس » « 3 » است زياده از چهل هزار سوار و سرباز مىشود با چهار نفر از شاهزادهء « 4 » پروسيه در اينجا مشغول به اسبتازى و مشق سربازى هستند و در هر يك از ولايات از ممالك پروسيه امروز و دو روز ديگر همين غوغا و هنگامه خواهد بود .
از آن معنى بسيار خوشوقت گرديديم . گفتيم از محاسن اتفاق
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : خود مشغول مىشود .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : مهيا مىگردند .
( 3 ) -Coblentz. ف .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : شاهزادگان .