آن ديار باشند در همان وقت به آن مجمع حاضر گشته هركس پولى معين ميدهد و بر سر ميزها نشسته هرچه بخواهد در آن مجمع حاضر و موجود خواهد بود . و در هنگام غذا خوردن سازندههاى بسيار به نواختن ارغنون و موسيقار پرداخته تا دو ساعت آن جمعيت بطريقهء رفاقت با يكديگر اكل
ناهار با رفاقت
و شرب نموده بعد از فراغت هركس پولى داده از پى كار خود مىروند .
در آن مجلس همگى با هم نشسته در بين صرف غذا صحبتها و مطايبهها با يكديگر ميدارند « 1 » .
بارى در آنروز ما نيز مرافقت با ايشان نموديم و بسيار از طريقهء الفت و و داد ايشان با يكديگر لذت برديم و اين قاعده در مملكت پروسيه و نمسه و اغلب از فرنگستان متعارف است . بعد از آن ، از آن شهر حركت كرده قدرى راه كه آمديم بر سر شطى بسيار عظيم رسيديم كه آن شط را شط « رين » گفتندى . سرچشمهء آن ما بين مملكت فرانسه و ايتاليه مىباشد .
رن و اطراف آن
از مملكت پروسيه گذشته و بمملكت هولنده در درياى شمال ميريزد .
آبش بمثابهء دجلهء بغداد است . بسيار بسيار گواراست . جهازات بسيار در روى آن شط تردد ميكردند و طول شط از سرچشمه تا به جائى كه متصل به دريا مىشود نهصد ميل است و در آن نهصد ميل طول شط وجبى و شبرى از زمين نيست كه آبادى و معمورى نباشد . قصرها و قلعههاى محكم در كنار آن شط بنا نهادهاند . باغات و بساتين اطراف شط از حيطهء حساب بيرون است و مكانى به آن طراوت و صفا گويا كمتر در عالم بوده باشد .
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : مىنمايند .