امروز را تماشاى معقولى خواهيم كرد . مىآمديم تا نزديك به آن سپاه و دستگاه رسيديم . معادل چهل هزار سوار پيادهنظام با توپخانهء بسيار در كمال آراستگى و استعداد به نظر رسيد و ليكن سواران ايشان كمال آرايش و اسبهاى ايشان نهايت امتياز را ميداشت و سوار مملكت پروسيه در كل ارپه مشهور است . سوارانشان را اسلحه منحصر به نيزهايست كه در گلوى آن دو بيدق كوچك برنگ سفيد و آبى بجاى ريشهء نيزه آويختهاند جفتى « 1 » طپانچه و شمشير هريك دارند . از دور آن بيدقها عالم غريبى بر سرنيزهها دارد و سرباز آنها را اسلحه منحصر به تفنگ و شمشير كوچك است . [ كذا ]
بارى تماشاى معقولى از آن اسباب و اثاثيه نموديم و تماشائيانى كه در آن صحرا از اطراف اجتماع نموده بودند زياده از سيصد هزار خلق ميشدند . جمالات « 2 » غريبه در آن اجتماع ملاحظه گرديد و در اتفاق آن گروه مرافقت نموده تا وارد شهر « كپلس » « 3 » گرديديم و به جهت صرف نهار در هر هوتلى كه خواستيم فرود آئيم از كثرت خلايق ممكن نبود ، تا شخصى از اكابر آن مملكت اطلاع بر حال ما يافت ، نزديك ما آمده و ما را دعوت به خانهء خود نمود ، ما نيز اجابت تمناى او را نموده به خانهء او فرود آمديم .
چاهى و شيرينى حاضر ساخته فراش و محل آسايش مهيا نموده دو ساعت در خانهء آن شخص آسايش كرده و روبراه آورديم . باز همهجا در كنار شط
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : حق .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : و جمالهاى .
( 3 ) -Coblentz. ف .