آن مملكت مشهور جهان مىباشند و سواران آن مملكت زبده سواران ارپهاند « 1 » .
و پادشاه آن مملكت را نام فرهدريك مىباشد و يكصد و بيست هزار سوار مواجبخوار موجود و مهيا دارد . در هنگام ضرورت از قرارى كه مرقوم گرديد تمام خلق مملكت لباس و اسلحهء سپاهى پوشيده شرّ اعدا را آماده
وصفى از پروس
و مهيا مىباشند « 2 » . در قانون ايشان كانثيل و مشورت وزراء بقانون ساير فرنگستان است و ليكن پارلمند و مشورت عامه ندارند . خلقت « 3 » پروسيه دوازده مليون كه بيست و چهار كرور باشد برآورد شده است . نشان سلطنت ايشان نسر « 4 » طاير سياه رنگى است كه در دستى شمشير دارد و دستى سيبى گرفته است .
بارى بعد از گذشتن از خاك پروسيه وارد به شهر « ميانس » گرديديم « 5 » شهرى بسيار عظيم كه از قديم الايام بنيان آن شهر را در كمال استحكام و آراستگى نهاده بودند به نظر درآمد . شط رين در وسط معمورهء آن شهر واقع است و پهناى آن شط را كه قريب نهصد و پنجاه ذرع مىشود « 6 » جسرى در كمال استحكام بسته بودند كه چهار گارى پهلوى يكديگر
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : اروپ هستند .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : از ملك دور مىنمايند .
( 3 ) - نسخه اصل و مجلس : و كثرت جمعيت .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : نسر : كمر كس . ف .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : به شهر ميانس وارد گرديديم .
( 6 ) - در ترجمهء انگليسى 750 بيكpikes. ف .