منفعت ميدهند و هركس كه خريدى در آن مملكت كند ده يك خريد را از دولت ميگيرد و اين قاعده بجهة آن است كه تجار از هر مملكت در آنجا رفته معامله كنند و در ساير بلاد ارپه « 1 » پنج يك خريد را از تجار گمرك ميگيرند .
بارى در آنروز بعد از توقف شهر ليل « 2 » از آنجا حركت نموده به اول مملكت « بلجيم » كه او را بلاد نثرلند « 3 » گويند رسيديم . بعد از مسافتى « 4 » چند به شهر « انجين » « 5 » درآمديم . شهرى بغايت آراسته و عظيم ملاحظه گرديد و بجهة تبديل اسب گارى بر در هوتلى اندك تأمل كرده كه به قدر سى هزار « 6 » خلق زن و مرد بدور ما اجتماع نمودند . گويا تا آنروز
تماشاى شاهزادگان
خلق ايران را نديده بودند . آن جمعيت بر دوش يكديگر سوار گشته و بر بامهاى مرتفع برآمده كه تماشاى ما كرده باشند . هنگامهء غريبى از ازدحام ايشان برپاى گرديد .
بارى از آنشهر هم گذشته همهجا در كوچه باغها و سايهء درختان مىآمديم تا وارد شهرى ديگر گشته بهوتلى عالى درآمديم و در آنروز شصت ميل مسافت طى نموديم .
و يوم پنجشنبهء بيست و هشتم از آن شهر حركت كرده همهجا
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل مجلس : اروپ .
( 2 ) - اصل و مجلس : در شهر ليل ( كلمه عربى بمعنى شب ) و تلفظ غلط است .
( 3 ) - اصل و مجلس : نثر .Netherlands. ف .
( 4 ) - اصل و مجلس : طى مسافتى .
( 5 ) -Enghien. ف .
( 6 ) - در ترجمهء انگليسى سه هزار است . ف .