نموده در آن شب بنا بود كه هنگام صبحى سوار بر جهاز سركارى گشته به مملكت فرانسه رفته باشيم . هنگام حركت باد و باران و طوفان بسيار شديدى واقع گشته كه امكان حركت نداشت . ناچار آن روز را در آنجا « 1 » توقف كرده تا چهار ساعت بعد از ظهر دوشنبه اندكى كه هوا آرام گرفت بر جهاز سوار گشته از خاك انگلند متوجه بلاد فرانسه گشتيم .
در مدت دو ساعت و نيم آن شعبهء دريا را كه 32 ميل مسافت باشد طى نموده به شهر « كالس » « 2 » فرود آمديم . در هوتلى نزول نموده جميع اسباب و اوضاع آماده و ايشان « 3 » نيز بقانون انگريز مرتب داشتند . « 4 »
در كشور فرانسه
يوم سهشنبهء بيست و ششم از آنجا حركت كرده همهجا بشهرهاى معتبر و حصارهاى مستحكم عبور مينموديم و جميع آن مملكت چون زمرد سبز و از كثرت اشجار و وفور خلايق پايانى برآن متصور نبود . و در عرض راه گوسفندانشان كه به نظر ميرسيد دنبهء گوسفندشان « 5 » مثل دم گاو دراز و كشيده ميبود و همچنين گرازهاى آن مملكت دم بسيار طويل ميداشتند . در هرجا بطريقى و لهجه [ اى ] تازه خلايق « 6 » ملاحظه مىگرديد تا
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : اين دو كلمه را ندارد .
( 2 ) -Calais. ف .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : اوضاع ايشان آماده .
( 4 ) - اصل : و بقانون انگريز مرتب و آماده بود . مجلس : و بقانون مرتب و آماده بود .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : ( در هردو مورد ) گوسفند ايشان .
( 6 ) - نسخهء اصل و مجلس : خلايق آن ملك .