الحق نعمتى است و بهترين افكار اين است « 1 » و اغلب طلاب علوم و كسبه كه در شب مشغول مكتسبى « 2 » يا حرفتى ميباشند در موضع مطالعه و غيره چراغى برپا كردهاند هنگامى كه بخواهند روشنائى باشد دهنشير چراغ را پيچانيده آن بخار در « 3 » چراغدان زبانه ميكشد اندك روشنائى كه به او رسانند تا هر وقت كه بخواهند در كمال خوبى خواهد سوخت بهيچوجه زحمت روغن ريختن و سر شمع را گرفتن ندارد همينكه احتياج نباشد « 4 » دهن شير را بخلاف پيچانيده چراغ خاموش خواهد شد و در سالى چندين كرور از مداخل اين عمل و اصل بخزانهء دولت ميگردد . از آنجا است كه گفتهاند كه مداخل معدن زغال در مملكت انگلند زياده از معدن طلا است و اغلب مداخل و منافع ايشان از سهولت كارها حاصل ميگردد .
و از آن جمله جمعى از تجار آن مملكت بجهة بردن امتعه به اطراف و نواحى آن ولايت و معامله در حوالى و حواشى آن نواحى از شط تمس « 5 » پاره [ اى ] از جداول وسيع « 6 » و انهار عظيم بريدهاند كه آن آب به اطراف بلاد جارى و روان گشته است از لندن كه « 7 » متاع خود را خواهند حمل و نقل به
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : عجب نعمتى است و بهترين افكارى است .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : به كسى .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : از .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : و هر وقت كه رفع احتياج شد .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : تيمس .
( 6 ) - مقصود كانال است . ف .
( 7 ) - نسخهء اصل و مجلس : هرگاه خواهند .