رسانيده « 1 » و مشتعل ميگردد « 2 » و نورش زياده از هر روغنى مىباشد و مادام آنكه « 3 » دهنشيرش را نهپيچانى خواهد سوخت . چون خواهند كه خاموش گردد حركتى به دهنشير « 4 » داده بدل ما يتحلّل به روغن نمىرسد و خاموش مىشود جميع چراغهاى آن مملكت را غروب آفتاب به همين قسم روشن كرده طلوع صبح به آن طريق منطفى ميسازند و آن روغن معاينه مثل آب جارى است .
فى المثل اگر كسى بخواهد كه در خانهء خود در سه چهار موضع علاوه بر روشنائى كه دارد مجدد روشنائى آورده باشد ابتدا در نزد مباشرين
اشتراك گاز
و عاملين آن عمل رفته پولى كه بايد ميدهد و لوله درست كرده بلولهء بزرگ محله نصب مىكند و از آنجا روشنائى و آن روغن را در خانهء خود آورده در هرجا و هر موضعى كه بخواهد نصب مينمايد روغن را مثل آب از سوراخ چراغ مثل مجراى فواره جارى خواهد كرد . اغلب روشنائى آن مملكت به همين طريق است مگر بعضى از بزرگان كه در خانهء نشيمن خود شمع كافورى سوزند و الا تمام خانهها و تماشاخانهها و تماشاگاهها و دكاكين و شوارع ، بازار و كليسا از همين روغن بدين طريق گذران مىنمايند .
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : رسيده .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : فى الفور مشتعل مىگردد .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : اينكه .
( 4 ) - اصل و مجلس : بدان شير .