آنطرفها كرده باشند پارهتختهها به تركيب كشتى ساخته « 1 » به قدر ده هزار
حمل و نقل آبى و حيوانى
من بار زياده يا كمتر « 2 » در روى آن تختهها ريخته اسبى بر آن كشتى ميبندند آن اسب را همهجا از كناره رانده و آن كشتى را در روى آب كشيده و بهرجا كه خواهند مىبرند . خلاصه اينكه از يك اسب ده هزار من باركشى ميكنند ميتوان « 3 » قياس كرد كه مداخل ايشان چه خواهد بود .
حساب و وقتشناسى انگليسىها
اغلب امور ايشان از روى حساب است و نزد ايشان بيكارى و بيهوده گردى از هر چيزى بدتر است « 4 » و ساعات روز و شب را هركس بجهة مشاغل و مكاسب خود تقسيم كرده ممكن نيست كه دقيقه [ اى ] اختلاف در آن بهمرسد و رعايت وقت بسيار در نزد ايشان معتبر است و هركسى به كسى وعده دهد از قبيل ملاقات ضيافت يا سير و سياحت آنچه تصور گردد از بيم و اميد يا غير آن همينقدر كه وعده را صادق داند « 5 » لا محاله مقرون به ساعت و موقت « 6 » به وقتى خواهد بود و از اين جهت در پيش طاق عمارت اكابر و بر گلدستههاى كنايس از چهار سمت ساعتهاى بزرگى قرار داد نمودهاند « 7 » كه در سر ساعت بشمارهء هر ساعتى كه گذاشته است چنان
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : ساختهاند .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : بل زياده يا كمتر بر .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : ساير كارهاى ديگر را نيز ميتوان .
( 4 ) - اصل : بهتر است .
( 5 ) - اصل و مجلس : دانند .
( 6 ) - اصل و مجلس : موقوف .
( 7 ) - نسخهء اصل و مجلس : قرار دادهاند .