دويم وزير امورات داخله يعنى مملكتى كه در تصرف دولت است .
هر امرى كه وقوع يابد به اطلاع او بايد « 1 » باشد بلكه او اقدام در آن امر خواهد نمود .
سيم وزير دول خارجه يعنى هر امرى كه خارج از دولت است مثل تعيين ايلچيان و باليوزان هر مملكت و سروكار هر ايلچى كه از دول خارجه در انگلند باشند و ارسال مكاتيب و ايصال نوشتهجاتى « 2 » كه از اطراف ممالك آيد و جواب آن نوشته شود تمام و كمال به كفايت او محول است و مشار اليه در مهمات مذكور مبسوط اليد و مختار است .
چهارم وزير ينگى « 3 » دنياست كه مصالح آن ممالك عظيم را تمام كفالت مىكند « 4 » .
پنجم وزير مراكب سركارى است كه او را امير بحر خوانند . تمام مراكب سركارى و عزل و نصب كپيتان و ارسال آن سفاين به اطراف ممالك عالم « 5 » اختيار « 6 » او است .
ششم وزير خزانه است كه تنخواه مملكت كلا تسليم به او شده مخارج دولت نيز حواله بوى مىگردد و محاسبهء آن تنخواه را در آخر سال جزء
هامش
( 1 ) - نسخهء مجلس : كلمهء بايد را ندارد .
( 2 ) - اصل : نوشتهجات . مجلس : نوشتجاب ، كه غلط است .
( 3 ) - در ترجمهء انگليسى : وزير مستملكات آمده . ف .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : كفايت .
( 5 ) - مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 6 ) - اصل و مجلس : به اختيار .