كه معادل چهار صد و هشتاد كرور مىشود و در هنگام ضرورت زياده از اين « 1 » بازيافت ميگردد . اين چهار صد و هشتاد كرور را دينار به دينار لازم است كه وزراء محاسبهء آن را به وكلاء خلق پس دهند كه هركس بداند در آنسال آن تنخواه به جهت چه مصرف رسيده است « 2 » و بكجا رفته است اگر « 3 » مخارج آن مقرون بمشورة عام بوده و به حساب صرف شده كه سخنى ندارند و اگر دينارى بىحساب خرج شده باشد فضيحت خواهند كرد و به حساب « 4 » سال جديد خواهند آورد . محال « 5 » دينارى از آن تنخواه بىمصرف و بى جهت خرج شود تمام و كمال آن محاسبه رد « 6 » وزير خزانه بايد حالى وكلاء
نظارت دقيق در خرج
عامه نمايد و تفصيل آن چاپ شده هركس « 7 » كه دينارى از آن تنخواه را كه « 8 » دادهاند بدانند كه بچه مصرف رسانيدهاند و اگر كسى ده تومان از آن تنخواه را داده باشد حق آن را دارد كه در مجمع عام برخواسته [ كذا ] گريبان وزرا را بگيرد كه تنخواه مرا بچه مصرف خرج كردهايد « 9 » و لازم
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : زياده بر اين نيز .
( 2 ) - اصل و مجلس : خرج شده است .
( 3 ) - اصل و مجلس : هرگاه .
( 4 ) - اصل و مجلس : در حساب .
( 5 ) - اصل و مجلس : و محال است كه دينارى بىحساب و بىجا و بىجهت
( 6 ) - اصل و مجلس : محاسبهء آن را .
( 7 ) - اصل و مجلس : كه هركس كه .
( 8 ) - اصل و مجلس : كه ندارد .
( 9 ) - نسخهء مجلس : رسانيدهاند .