طالب اسم و شهرتند و از وقايع و رويداد امور هر مملكت طالب و جوياى اخبارند و هريك از بزرگ و كوچك اطلاع بر قانون و طريقه دولت دارند و هر نفسى را در آن مملكت « 1 » ميرسد كه در دولت و مصالح مملكت
آزادى بيان
اگر « 2 » چيزى بخاطرش رسد بگويد و تصرف كند و بزرگى در آن مملكت بحسب عقل و حسب است . نسبت نسبى در آنجا متروك است « 3 » هركس عاقل باشد و در عقل بتجربه رسيده باشد شايد كه « 4 » وزير اعظم شود و به
بزرگى بعقل است
خلاف پسر وزير اعظم « 5 » اگر كامل نباشد در سلك جهال منسلك « 6 » خواهد بود .
دولت به تعبير مؤلف
و لفظ دولت كه از ايشان در السنه و افواه مشهور است . بر دو قسم [ است ] :
يكى دولت خاص است و ديگرى دولت عام اما دولت خاص كه ميگويند منظور پادشاه و وزراء و بعضى از اركان دولت ميباشند « 7 » و دولت عام كه گويند « 8 » نفوس آن مملكت از شاه « 9 » الى فقير همگى را متصور دارند « 10 » و اغلب
هامش
( 1 ) - مجلس : در آن مملكت را ندارد .
( 2 ) - اصل و مجلس : كه مصالح دولت هرگاه .
( 3 ) - اصل و مجلس : بحسب عقل است و نسبت و نسب متروك است .
( 4 ) - اصل و مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 5 ) - نسخهء مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 6 ) - نسخهء مجلس : منتظم و منسلك .
( 7 ) - نسخهء اصل و مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 8 ) - نسخهء اصل و مجلس : ميگويند منظور .
( 9 ) - نسخهء اصل و مجلس : از شاه گرفته .
( 10 ) - نسخهء اصل و مجلس : همگى را بهيئت اجتماعيه منظور دارند .