كه معامله داشته باشد و آن « 1 » سگ آن دكان را بلديت داشته باشد اگر « 2 » آنشخص در دكان فرصت رفتن نكند « 3 » زنبيلى در برابر سگ آورده پولى در آن زنبيل مىاندازد و هرچه بخواهد دو كلمه نوشته در زنبيل مى اندازد « 4 » دستهء زنبيل را آن سگ بر گردن « 5 » انداخته به دكان « 6 » آنمرد ميرود نوشته و پول را داده متاعى كه نوشتهاند « 7 » در زنبيل كرده به گردن سگ انداخته كشيده « 8 » مراجعت بخانهء صاحب « 9 » مىكند و همچنين پاره [ اى ] حكايات و اطوار غريبه از كلاب آنجا مشهور است كه مناسب به اين مقام نيست و هيچ حيوانى « 10 » در آنجا بيكار نگاه نميدارند و هرچه نگاه دارند و متوجه شوند لا محاله چشمداشت منفعت از او دارند « 11 » و اگر نفعى نداشته باشد او را رها مىكنند .
و در آبادى و عمارت اصرار زيادى دارند و به قدر مقدور ميكوشند
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : چنانچه .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : فرصت رفتن به آن دكان را ننمايد .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : ميگذارد .
( 5 ) - اصل و مجلس : بر گردن آن سگ .
( 6 ) - نسخهء اصل و مجلس : آن سگ بدكان .
( 7 ) - اصل و مجلس : نوشته است آن شخص .
( 8 ) - نسخهء اصل و مجلس : سگ آن را كشيده .
( 9 ) - نسخهء اصل و مجلس : و به خانه مراجعت .
( 10 ) - نسخهء اصل و مجلس : حيوانى را .
( 11 ) - : نسخهء اصل و مجلس : از آن خواهند داشت .