چنان روان و غلطان مىسازند كه درختى سالخورد و قوى را كه پانصد نفر حمل و نقل نتوانند كرد بر روى عرابه با چرخى كه تعبيه كردهاند دو نفر سوار كرده و دو يابو « 1 » عرابه را بهر كجا كه بخواهند كشيده و مىبرند و
وسايل حمل و نقل
همچنين سوارى ايشان اكثر بر عرابان و گارى است و بعضى از سگهاى قوى جثّه را تعليم دادهاند كه عرابهكشى مىكنند و اغلب بر گاريهاى كوچك سگها را بسته « 2 » در كمال سرعت و خوبى عرابهكشى مينمايند « 3 » و ميل ايشان به سگ خاصه معلّم بسيار است . چنانچه خود ديدم شخصى كه بايع اين قسم حيوانات بود سه سگ را به چهار صد تومان پول عجم خريد و من از وى سئوال نمودم كه چرا چنين عملى مينمائى چه « 4 » حاصل دارد اين خريد تو جواب گفت كه اينگونه سگها را خواتين انگريز بسيار « 5 » پسند مىنمايند و من به مبلغ گزاف « 6 » خواهم فروخت و نفع
سگهاى تربيتشده
كلى به جهت من دارد و تعليمات غريب به كلاب مىدهند و آن حيوانات در فرمانبردارى كوتاهى ندارند . بسيار مىشود « 7 » كه شخصى با دكانى « 8 »
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : دو اسب .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : سگ بستهاند .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : ميكنند .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : و چه .
( 5 ) - اصل و مجلس : بسيار بسيار .
( 6 ) - نسخهء اصل گزافى . مجلس : مبلغ گزافى .
( 7 ) - نسخهء اصل و مجلس : و بسا مىشود .
( 8 ) - نسخهء اصل و مجلس : دكاندارى .