گاه باشد كه سخنى گفته و منظورش رنجش خاطر تو نبوده است چنين
دوئل
اتفاق افتاده است تو رقعه نوشته من نزد او رفته تحقيق مطلب را خواهم كرد آنشخص رفته به آن مدعى در كمال احترام و حرمت مينويسد كه در فلان مجلس فلان سخن را از شما شنيدم و دل من از شما رنجش بهمرسانيده كيفيت آن را به جهت من تصديع كشيده اعلام فرمائيد كه دانسته باشم و آن رقعه را بدست امينش و رفيقش داده روانه نزد مدعى مىكند و لا بد است كه آن شخص وكيل چند مرتبه رفته تا نوشتهء خود را بدست مدعى داده باشد آن شخص مدعى اگر منظورى نداشته و اتفاق سخنى گفته كه باعث ملال خاطر غير شده است در جواب رقعه بادب تمام
عذرخواهى يا اسلحه
مينويسد و البته مرا بهيچوجه منظورى نبوده و مقصودم رنجش خاطر شما نيست اگر سهوا خطائى شده است عفو كنيد كه نيت من دربارهء شما صحيح است همينقدر عذرخواهى كفايت است و اگر بخلاف منظورش از آن صحبت خصومت بوده است بهيچوجه عذرخواهى نمىكند در جواب مينويسد رقعهء شما رسيد و من نخواستم كه جواب شما را نوشته باشم فلان ساعت فلان محل آمده باشيد بالمشافهه جواب حالى خواهد شد و اين معنى دليل است بر خصومت و دعواى طپانچه .
بعد از نوشتن چنين كاغذى آنشخص رسول كاغذ جواب را برداشته نزد رفيقش ميرود و مراتب را ميگويد او مستعد نزاع مىشود . از اين طرف هم آن شخص مدعى نزد رفيقش رفته مىگويند « 1 » كه با فلان شخص
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : ميگويد .