ينگىدنيا و ساير جزاير بحر گشته بهيچوجه آسايش نداشته . ظاهر است
مقايسهء شرق و غرب
كه هر وقتى از اوقات بحسب سزاى مخلوق هر مملكت از غايت حكمت حضرت قدير رب العزت جور و عدوان را در ناحيه و مملكتى مقرر ميدارد و چنانچه در اين اوان اين صفت ذميمه در ممالك آسيه و بلاد مشرق اشتهارى « 1 » تمام دارد و فراقت از ميان خلق آن مملكت برداشته شده است و بخلاف آن در ممالك اروپه « 2 » محال است كه ظلمى واقع شود .
تمام شهرهاى انگلند در هر كجا كه رسيديم و ملاحظه كرديم از غايت معقوليتى كه خلق آنجا دارند و به حساب رفتار مىكنند بهيچوجه حاكم و بزرگتر ندارند كه بهيچوجه احتياج به حاكم و حكمى در ميانهء ايشان نيست . انصاف و درستكردارى ايشان خود حكم قطع و فصل مهمات است و در آن مملكت تمام حريّت و آزادى است . هركس هرچه بخواهد موافق قانون خواهد كرد . وزراء و امراء حتى پادشاه قدرت آن « 3 » ندارد كه مرغى را كشته باشد . اگر فى المثل « 4 » در غير موسم به طيور و وحوش صحرائى پادشاه تفنگى اندازد او را حكما به محكمهء شرع برده حد بر او جارى مىكنند « 5 » و هركس در آن مملكت آزاد است و رسم بندگى و
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس : شيوعى .
( 2 ) - اصل و مجلس : اروپا .
( 3 ) - اصل و مجلس : اين كلمه را ندارد .
( 4 ) - اصل و مجلس : چنان كه مثلا .
( 5 ) - نسخهء اصل و مجلس : حكمى كه براى اين عمل مقرر است در حق او نيز ثابت . نسخهء اصل و جارى خواهند كرد . مجلس : و جارى است تخلف نخواهند كرد