دكاكين و كارخانهء صنايع آن مملكت تمام خارج شهر است مگر اينكه هر متاعى كه باتمام رسيد در دكان شهر آورده به فروش ميرسانند « 1 » .
دكاندارى در انگلستان
بازارش نگارخانهء چين است و هر گوشهاش صد هزار ماه و پروين است جميع خانهايش پنج طبقه عمارت است و هر طبقه دريچه از آينه دارد كه رو به كوچه بازمىشود . اطراف خانهها طارمى و ديوارهء آهنين بطور بسيار خوشى منقش كردهاند كه لذت از نگاهش حاصل مىشود . درهاى خانهها مجموع روبروى يكديگر بازمىشود . چه درهاى پاكيزهء مقبول كه هر جفتى چهارصد تومان زياده و كمتر ارزش دارد و اسم صاحبخانه و محله را با شغلى و كسبى كه دارد بر بالاى در آنجا نوشتهاند تمام صاحب دكانها چنان است كه دكان و خانهاش پهلوى هم است و آن دكان جزء از خانهاش مىباشد و پارهاى بمقتضاى كسبى و شغلى كه دارند علامتى بر در خانه نصب كردهاند كه اگر كسى غريب باشد و صاحب حرفتى را محتاج باشد به همان علامت خواهد شناخت يا اينكه در نيم شبى زخمى خورده جرّاحى بخواهد يا ناخوشى او صعب شده « 2 » طبيب بخواهد به همان علامت در خانه مىتواند رفع احتياج خود را بدون راهنمائى غير كرده باشد .
اساس تقسيمات شهر لندن
و نيز به جهت سهولت كار ، خانهائى كه در تمام لندن است بمحلهء
هامش
( 1 ) - از آن مملكت تا اينجا را نسخهء مجلس ندارد .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : يا اينكه ناخوشى صعب داشته باشد ( مجلس :
صعبى ) .