زمين ميريخت هيأتى غريب داشتند . پس از تماشاى انواع اسبها گارىهاى پادشاه را تماشا كرده الحق دستگاهى عظيم از هر جهت به جهت آندولت مهيا شده است .
از آنجا كه بيرون آمديم و به خانه مراجعت ميكرديم در مكانى غوغائى از كلاب استماع افتاد گفتند كه در اينجا خانهء سگ فروشان است . انواع سگها در اينجا بهم ميرسد و باقسام مختلف با آنها رفتار و بازى ميكردند . آنها را تعليم ميدادند . از آن جمله يك جفت تولهسگ را شخصى در آن خانه به سيصد و پنجاه تومان پول داده ميخريد و صاحبش راضى نمىگشت . بسيار تعجب كرده سؤال نموديم ، كه خواص و هنر اين سگها چه چيز است كه اينقدر بايد قيمت داشته باشند « 1 » گفتند
سگهاى قيمتى
اين سگها هنرى ندارند همينقدر است كه زنها و دختران از اين نوع سگ خوششان مىآيد و الفتى دارند ولى سگهاى باهنر ديگر است كه چهار صد تومان و پانصد تومان هم دادوستد مىشود . از آن جمله سگ سياه بسيار بزرگى كه پشم او معاينه برّهء قلمه « 2 » بود طوق از طلا به گردن او انداخته نشان دادند . گفتند كه چند روز قبل از اين ، آن سگ را از شخصى به هفتصد تومان خريده بودند و سبب فروختن صاحبش اين بوده است كه آن سگ را تعليم چنان داده بوده است كه هرچه در جائى پنهان كرده يا در خانه ميگذاشت همينقدر كه سگ را اشاره ميكرد سگ به آن
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : داشته باشد .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : گوسفند قلمه .