رسيديم كه در كنار شهر واقع گشته بود . پاره [ اى ] گلزار و بوستان در آن محوطه واقع گشته جمعى كثير از مرد و زن در آن مجمع جمع آمده منتظر تماشاى آن صنعت مىبودند و روى هوا را بمركب نظاره مينمودند « 1 » پس از چند دقيقه از دور با دوربينهاى بسيار خوب كه ملاحظه مينموديم در روى هوا به اندازه كبوترى هريك از آن گنبدها ظاهر و نمايان گشته زياده از ده پانزده ميل از زمين مرتفع گشته در فضاى هوا طيران مينمودند و آن خلق از اطراف اجماع نموده هريك به گوشه [ اى ] ملاحظه و تماشاى آن لعبت غريب را مينمودند و آن گنبدها همهجا مىآمدند تا محاذى سر ما رسيدند و چنان مرتفع بودند كه به اندازهء كبوترى مينمودند يكى از پنج گنبد معيوب و مستعمل شده بود . آن هواى لطيف كه در آن دميده و حبس نموده بودند كه باعث بر صعودش شده بود از گنبد خارج گشته هواى ثقيل داخل در گنبد شده يك مرد و يك زن كه در آن گنبد نشسته بودند از آن ارتفاع به زير آمده وقتى كه بر سرشان رفتيم آن مرد استخوانش در پوست « 2 » نرم شده بود و زن را نيمه نفسى باقى بود و تا امروز كه سه روز گذشته است به تدابير حكماى فرنگ و معالجاتى كه كرده اند هنوز نمرده است و اين از جملهء نوادر و اتفاقات است بارى حفظ خدائى زياده از اين خواهد بود .
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : مىپيمودند .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : در پوستش .