و شبها به ميهمانى ميرفتيم . و يوم سهشنبهء دوازدهم بخانهء ميسز ورنان اسمت « 1 » به ميهمانى رفته و شب چهارشنبه به اپره هوهوس « 2 » رفتيم بازىهاى عجيب و شعبدههاى غريب علاوه بر تفاصيل سابق ملاحظه نموديم كه تفصيل آن صور عجيبه در قوهء تحرير نيست مگر اينكه معاينه گردد .
و يوم چهارشنبهء سيزدهم پاره [ اى ] اخبار از دولت رسيد كه چنين مفهوم گردد « 3 » كه انشاء اللّه هنگام رفتن قريب است و تا هفتهء ديگر
هنگام بازگشت
خواهيم رفت . آنروز سوار گشته خارج از شهر لندن به مكانى كه هر روزه جمعيتى كثير از گارىهاى خواتين و سواران آن مملكت كه به هواخورى و تفرج ميآيند رفتيم تفرجى حاصل گرديد .
و يوم پنجشنبهء چهاردهم به تفرج باغات و گلستان خارج از شهر چند ميلى رفته مراجعت نموديم . در هنگام مراجعت در كوچه و بازار جمعيتى از اطفال و رجال « 4 » بهرطرف ميدوند از تكاپوى ايشان سؤال نموديم گفتند كه امروز پنج گنبد هوائى كه به زبان ايشان « بلون » « 5 » است به هوا
تماشاى بالون
ميرود . ما نيز اشاره نموديم گارى ما را بر اثر آن جماعت راندند تا اينكه رفته و تماشائى كرده باشيم . بعد از رفتن در عقب آن جماعت به فضائى
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : مستر درنان اسمت .
( 2 ) - در هر سه نسخه چنين و ظاهرا صورت مغلوطى از « اپراهوس » است .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : گرديد .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس . . . را ديديم
( 5 ) - بالن - ف .