دستآموز شدهاند « 1 » آنها را به همين قسم روى دست يا عضوى گذاشته بقدرى كه ميخواهند از خون آدمى ميخورند . سير كه شدند سر از عضو برميدارند .
آنها را بر روى صفحه نهاده بگارىكشى و ساير تكاليف ميدارند و آنهائى كه در قوطىها مثل گله و رمه مىباشند و دستآموز شدهاند « 2 » سوراخى كوچك از سر قوطىها باز كرده آن سوراخها را بر عضو آدمى ميگذارند وقت تغذيه را كيكان يافته از سوراخ بيرون مىآيند بلورى مثل پياله در سر قوطىها گذارده در مكان كيكان وسعتى داده بفراغ بال خونى خورده تا كه سير ميشوند . غرض بطريقى آن كيكان را پروارى و فربه ميكنند كه دخلى بساير كيكان ندارند و كيك دوساله را آن مرد نگاه داشته بود به قيمت اسبى نمىداد . مذكور نمود كه اقل عمر كيك يك ماه است و تا دو سال هم نگاه داشته . بارى در آنروز تماشاى غريبى از آن تعليم تازه كرديم
يوم جمعهء غرهء جمادى الاول هنگام عصر به تماشاگاهى رفتيم كه آن عمارة در كنار شط تمس « 3 » واقع شده مكانى باصفا و بوستانى خوش آبوهوا متكلمات يكى از اعيان ميبود . چند پسر داشت در سوارى كاملعيار بوده ، هر روزه پسرهاى آنشخص بر اسب سوار گشته خلقى كثير جمعيت كرده به تماشاى آنجا ميرفتند و آن جوانان پاره [ اى ] كار - نمائى بر روى اسب مينمودند .
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : كيكانى كه دستآموز شده .
( 2 ) - در نسخهء اصل و مجلس : نشدهاند و اين صحيح است .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : تيمس .