و در محلى ديگر چرخ و بندى چاه و دلوى « 1 » فراهم آورده كيكى چند آب از چاه ميكشيدند و بر صفحهء ديگر كيكى چند گردش ميكردند . زير آن صفحهء صندوقچه ، سازى بود و بطريق اوضاع ريسمانبازى ريسمانى و چوبى در بالاى آن صفحه برپا نموده بودند . ساز را كه كوك كرده به نوا درآورد ، آن كيكها بناى رقاصى و معلق را گذارده يكى از آنها بر بالاى بند رفته بطور انسان رسنبازى مينمود و هر چيز كه بدست آن كيك - ها ميدادى ميگرفتند و ميگرفتى ميدادند .
و در صفحهء بسيار بزرگ كيكى ديگر رمالى ميكرد و از نيك و بد
رمالى كيك
امورات مستقبله خبر ميداد و تفصيل اين اجمال آنكه صفحه را خانه به خانه بطريق صفحهء اسطرلاب از نيك و بد احوال خطوطى چند نقش كرده بودند و ميلى در وسط صفحه نصب كرده زنجيرى از آن ميل به گردن كيك بسته بود . هركس مطلب خود را قصد كرده آن استاد صفيرى ميزد ، كيك رمال برفتار و حركت آمده و آن ميل نيز متحرك ميشد . پاره [ اى ] راه كه ميرفت در يكى از خانههاى آن صفحه مىايستاد و آن ميل آهن « 2 » محاذى خطى توقف ميكرد . سؤالى كه در ضمير به جهت استقبال هر مطلبى كه كرده بوديم در زير آن ميل نوشته بود .
و آن كيكان را روزى دو مرتبه دفعه صبح و دفعه عصر « 3 » غذا ميدهند
غذا دادن به كيك
و غذاى ايشان منحصر به خون آدمى [ است ] كيكانى كه به كار افتاده يعنى
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل : چرخ و بند چاه و دلوى . مجلس : چرخ و بندى و دلوى .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : آمده .
( 3 ) - نسخهء اصل و مجلس : يكدفعه صبح و يكدفعه عصر .