از كيك ضعيف اينهمه حركات بظهور رسد ولى از آنجائى كه به جهت مذاكرهء خاطر خود اقدام به تحرير اين اوراق ميگردد و پروائى از اين نيست كه كسى باور دارد يا ندارد .
« مدعى گو نكند فهم سخن گو سر و خشت « 1 » »
بارى الحق « 2 » به جهت پرورش دادن كيك پاره [ اى ] از ظروف و مكانهاى رطوبتى ترتيب داده كيك بسيار مثل گله و رمه در آنجا رها كرده است كه در همان هواى رطوبتى ايشان نشوونما يافته تخم
راهوار كردن كيك
ميگذارند و نتايج ميدهند و به جهت ديدن آنها و ملاحظهء احوالشان آنكه حيوانات ضعيف را بزرگ مينمايد « 3 » بر سر صندوقى كه منزل كيكان است بلورى گذاشته است و در آن بلور نگاه كرده جرح و تعديل احوالات كيكان را مينمايد و اگر يكى از كيكانى كه به كار انداخته بميرد مثل اينكه كرّهاسبى را ما از رمه بگيريم و به جهت سوارى يا توپخانهكشى تعليم بدهيم به همين قسم كره كيكى را از رمه گرفته آن شخص تعليم مىدهد .
ابتدا نظر باينكه فطرت كيك آن است « 4 » مثل ملخ مىجهد و راه ميرود به جهت اينكه او را در صرافت جستن انداخته برفتار آورند اول گلوله [ اى ] كوچك باندازهء ماشى از آهن ساخته زنجير باريك بر آن گلوله نصب كرده و حلقه [ اى ] به باريكى موئى بر سر زنجير است ، آن حلقه را بر گردن كيك
هامش
( 1 ) - اصل و مجلس مدعى گر نكند . . . . . و اين صحيح است .
( 2 ) - نسخهء اصل و مجلس : آنشخص .
( 3 ) - نسخهء مجلس : كه آن حيوان . . . مينمايند .
( 4 ) - نسخهء اصل و مجلس : مجبول بر آن است .