در ميان ليديان
از مهرويان انگلندى در آن مجمع بعزم دلربائى جمع آمده بطريق مجالس ديگر محو در ظهور طليعهء آن مهوشان بىقرينه گشته بطريقى خوش آن محفل دلكش گذشت .
و يوم سهشنبهء بيست و هفتم جمعى از ليديان صاحبجمال با جلال ما را در باغى كه جانورخانهء بزرگ بود به تماشا و تفريح طلبيده چون اجابت دعوت ايشان لازم بود در آنروز به آن گلستان رفته از تفرج گلزار و گلگشت گلرويان مهر آثار و تماشاى حيوانات و طيور غريبه لذتى بىپايان حاصل گرديد . كركدن عظيمى كه در خانهء آهنين او را حبس نموده بودند در آنروز آن خانه را شكسته در فضاى باغ بجولان درآمده بود . هنگامهء غريبى ميكرد . از هرطرف كه رو ميكرد جمعى را پريشان و پراكنده مينمود . تا اينكه مستحفظين اجماع كرده آن حيوان مهيب را بعد از آنكه خسته و بىحال گشته بود به تدابير چند در آن خانهء آهنين برده آرام كردند . تماشاى خوبى از رفتار و حركات آن كركدن نموديم . بسيار غريب جانورى است و بسيارى از حيوانات و طيور غريبه باز ملاحظه شد كه شرحش موجب ملال است . بارى بعد از سير باغات و حيوانات مراجعت به منزل كرديم .
تماشاى صنايع انگليسها
و يوم چهارشنبهء بيست و هشتم به پاره [ اى ] از دكاكين رفته تماشاى صنايع و بدايع آن ملك را نموديم . الحق از هر جزء صنعتى قوهء تعقل و تفكر حيران ميگردد كه چگونه كارهاى مشكل را سهل و آسان نمودهاند و بچه پاكيزگى استادى و مهارت در آن كارها به كار بردهاند .