در آن اثنا يكى از شاگردان بمجلس آمده بحكيم گفت فلان جزء از آسمان را كه ميخواستى از زير ابر پيدا شده و كواكبش پاره [ اى ] نمايانند . حكيم دست ما را گرفته بر سر دوربين بزرگ آمديم ديوار خانه را به طرفى كرده ما بين قطب شمالى و مشرق را سنجيده سر دوربين را بر آن طرف نمود و گفت كه اين جزء از كواكب بهتر از همهء كواكب تماشا دارد ملاحظه كنيد . خارج از دوربين كه اين امكان و محل را ملاحظه كرديم چند ستاره نزديك به يكديگر به نظر ميرسيد و ليكن آن محوطه و اطراف آن ستارگان اندكى روشنتر از ساير مواضع آسمان به نظر ميرسيد . در دوربين كه آنمكان و محل را ملاحظه كرديم سبحان اللّه صد هزار هزار كواكب رخشان كه هريك بمثابهء خورشيدى درخشان بودند و بر اطراف بعضى چندين ستارهء ديگر تركيبات الى غير النهايه و الوان مختلفه حركت مينمودند و طرحى چند از آن ستارگان به نظر ما رسيد كه هوش از سر ما بيرون رفت متحير بوديم بچه جزء از آنها نظاره كنيم .
آنچه بخواهيم كه حقيقت كيفيت آن كواكب را بنويسيم كه چگونه
به ياد حاج اكبر نواب
بود ممكن نخواهد شد كاش همهء آشنايان خاصه حاجى اكبر نواب شيرازى در آنجا حاضر بود و آن تماشاى غريب را ميكرد .
بارى بسيار بسيار از آن تماشا لذت برده و حظها نموده چون بسيارى از شب گذشته بود حكيم را وداع كرده به منزل مراجعت نموديم
و يوم جمعهء نهم بعزم بازديد كنپنى « 1 » هندوستان به خانه [ اى ] كه
هامش
( 1 ) - نسخهء اصل و مجلس : كمپنى .