است و به كارى نمىآيد در چندين سال چنين آينه اتفاق است كه از كارخانه بيرون آيد لهذا قيمت آن گزاف خواهد بود . بارى در زيج خانههاى ايشان رفتيم اينقدر اسباب و اوضاع به نظر ما رسيد كه از حيّز شمار بيرون ميبود . از اينكه در آنوقت باران بشدت ميآمد ممكن نشد كه در دوربين چيزى ديده باشيم تماشائى كرده به خانه مراجعت كرديم .
بعد از مغرب كه هوا اندكى تار گشته كواكب دانه دانه نمايان گشت به آن زيج خانه مراجعت كرديم . كوكب زحل نزديك به افق مغرب در هنگام افول بود در آن دوربين بزرگ او را ملاحظه
تماشاى كوكب زحل
كرديم همچنان از صفحه و خطوط دوربين تند مىگذشت كه در دقيقه از نظر محو ميشد لازم بود كه دوربين را مجدد به آن سمت متحركسازى و باز او را ديده باشى و بر دو طرف آن كوكب دو ماه ميبود كه معاينه در دوربين محسوس مىگشت . بعد از تماشاى كوكب زحل دوربين را به ماه انداختيم اينقدر ماه را بزرگ و روشن نمود كه گفتى بر دهن دوربين طلوع نموده است و صفحهء قمر چنان به نظر آمد كه در روى صفحهء آئينه آب ريخته باشند پاره [ اى ] حباب و برآمدگى در
تماشاى رخسار ماه
ماه ملاحظه شد كه اطراف حبابها را پاره [ اى ] خطوط و سياهى مّدور احاطه نموده بود و در ميان آن حبابها پاره [ اى ] خالهاى سياه معلوم بود و نزديك به صفحهء آخر ماه خطى باريك به طول يك وجب و بعرض انگشتى ظاهر مينمود . از آن حكيم علامات محسوسهء در قمر را سئوال كرديم جواب داد كه آنچه بر ما معلوم است و از اين دوربينها و اسبابى كه
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 463
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص٤٦٣