تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
يراق اسب و آلات توپ و تفنگ و اوضاع سواره و پياده و باروط و گلوله نه اينقدر به نظر رسيد كه توانم عشرى از اعشار آن را ذكر كنم . در پنج ساعت متصل بهم اسب ميتاختيم و اجمالا آن انبارها را نگاه كرده و ميگذشتيم . با وصف آن صد يك آن انبارها را نديدم و هر چيزى را بطريقى در انبارها چيده و مكان داده و پيچيده كه گفتى حال از دست استاد برآمده . در آن روز اينقدر تماشا كرديم و لذت برديم كه مدت عمر كيفيت سياحت آن اوضاع از خاطر ما فراموش نخواهد شد . سبحان اللّه خداوند عالم چقدرها اسباب و دستگاه دنيادارى به ايشان داده است . بارى از بس گردش كرده خسته و بىحال شده ما را بعمارتى ملوكانه و خانه [ اى ] بسيار وسيع بردند كه آن خانه مخصوص چهار نفر از سرداران پذيرائى در كارخانه بود كه آن‌همه مشاغل و خدمات محول بر ايشان است . در آنخانه رفتيم اسباب غريبى از اوضاع ايشان در آنخانه بود به نظر ما رسيد كه اندكى مكث كرده و بعد از آنجا بگارى نشسته به منزل مراجعت كرديم . و يوم سه‌شنبهء ششم طرف عصر در منزل نشسته بوديم كه خلقى از اهل آن مملكت در كوچه‌ها ميدويدند . از تكاپوى بىهنگام جستجو نموديم گفتند امروز گنبد هوائى را بلند كرده‌اند و از اين راه ميآيد خلقى به تماشاى آن به اطراف ميدوند . بعد از دقيقه [ اى ] آن گنبد نمايان گشته از بالاى سر ما گذشت . با دوربين دو نفر از زنهاى صاحب‌جمال را ديدم كه در آن گنبد نشسته بربط مىنواختند . تماشاى خوبى از آن گنبد نموديم