اگرچه در ايران توپ ميدان تهران و توپ پيرهزن بندر ابو شهر مشهور است و ليكن هريك از آنها را كه آب كنند ده گلوله اين توپها بيشتر نميشود .
طرفه توپهائى به نظر رسيد . باز به همان قسم امير توپخانه و سرداران سپاه ايستاده بناى كماندارى آن توپهاى بزرگ را گذاشته گلوله [ اى ] چند مجوف از آن توپها مىانداختند كه محاذى نشانه ميرسيد . تركيده متفرق ميگشت . صد ذرع در صد ذرع آنچه بودونبود مسطح مينمود .
بارى باقسام مختلف و انواع متفاوت اينقدر توپ انداخته كه چشم ما جائى را نميديد و گوشمان هيچ نميشنيد .
بعد از توپ انداختن بناى خمپاره انداختن را گذاشته در هزار قدم راه سفرهء سه ذرع در سه ذرع بود سر چوبى بلند نموده و اطراف او را بسته
خمپارهاندازى
بيدقى در پهلوى آن سفره افراشته و فصل معقولى خمپاره انداخته و چنان خوب مىانداختند كه يكى از آن تيرها خطا نمىكرد و هر دفعه نشانه را جديد ميكردند و نيز گلولههاى خمپاره را مجوف ساخته بودند كه بر سر هدف كه ميرسيد متفرق گشته آن محوطه را از آنچه بود ميپرداخت و پاره [ اى ] چيزها تازه اختراع كرده بودند كه تركيب تير شهاب ميبود ولى طرفه چيزى از آهن با سهپايه ساخته بودند و آن تير شهاب را بر روى آن گذارده گلوله [ اى ] چند در سر آن تير قرار داده وقتى كه او را ميانداختند زمين به لرزه در ميآمد و نيم فرسنگ راه ميرفت . چنان نشانه را خوب ميزد كه از توپ و خمپاره بسى بهتر بود .
بارى اينقدر در آنروز مشعلهسوزى و آتشافروزى از توپ و
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص٤٤٩