خمپاره نمودند كه آفتاب جهانتاب تيره گشته گفتى شب بر سر دست درآمد ، تخمين به قدر دو هزار تومان باروط و گلوله صرف شد . بعد از اينكه ما خود اظهار كرديم كه كفايت است آن هنگامه را موقوف داشته ما را به كارخانهائى كه آلات و اسباب درست ميكردند برده .
در كارخانهء توپريزى
ابتدا رفتيم بكارخانهاى كه متصل توپ ميريختند . صحرائى بسيار وسيع را چندين كارخانه ساخته بودند كه در هر كارخانه چندين كرور اخراجات كرده بودند و چنان وسيع بود كه ربع فرسنگ دورهء هر كارخانه به نظر آمد زياده از پنجهزار عمله مخصوص توپ ريختن و برقو « 1 » زدن ميبود . از آنطرف كه توپ را كه بيرون از كوره ميآوردند از اينطرف جمعى ايستاده با چرخهائى كه بخار خود به خود حركت ميداد ميان و اطراف آن توپها را مثل آئينه صيقل ميدادند . در روزى متصل بهم بيست و پنج عراده توپ كه سوار عرابه شود از توپخانهء سركارى بيرون ميآمد و بر يك طرف بسيارى توپ پيادهروى هم ريخته بودند كه به جهت ممالك متصرفهء دولت مثل هندوستان و ينگىدنيا و جزاير استراليه فرستاده باشند . سى و هشت هزار توپ بشمار آمد كه مخصوص بولايات بعيده بوده كه ميخواستند فرستاده باشند و از آنجا گذشته به كارخانه [ اى ] رفتيم كه متصل بهم چندين هزار عمله مشغول عرابه ساختن بودند و از آنجا گذشته بكارخانهاى رفتيم كه چندين هزار عمله ايستاده بودند و تفنگ سربازى ميريختند . آن هم به همان قسم از يكطرف بيرون مىآمد و
هامش
( 1 ) - در نسخهء مجلس : برقو بر وزن پررو اعراب شده است .